اشعار(شمع)

«بوسه های باران»

چشم خود را بستم
تا که پنهان بشود اشک در آن،
ناگهان دیدم چشمانم
غرق در بوسه شدند،
و تنم مثل کویر ،
، بوسه ها باران بود
شریعتی مقدم _علی
۱۷تیر ماه ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *