اشعار «جولان» ارسال توسط مبینا غفاری آبان ۲, ۱۴۰۵ ۰ پاییز با مهر آمده بود مهربانی برگهایش را به رخ میکشید ، کشمکش آفتاب ، سایه را سرمه بر چشم میکشید جولانِ خزانِ غم بود یا شا... ادامه مطلب
اشعار «انتظاری تازه» ارسال توسط مبینا غفاری آبان ۲, ۱۴۰۵ ۰ امروز گلدون یاسم حسابی گل داده خبر خوب همین ست ، همینقدر ساده … دل بی تابم از مهر گذشت اول آبان است سردی باد آرام پیچیده در ... ادامه مطلب
اشعار «فراز کوهستان» ارسال توسط مبینا غفاری مهر ۲۵, ۱۴۰۵ ۰ نرسیده به کوهساران یک جنگل آغوش در انتظار برگی از باغ ما؛ همراه بادِ گذشته از در و دشت و بیابان بود، برگ اما افتاده بر پای هم... ادامه مطلب
اشعار «در شگفت مهر» ارسال توسط مبینا غفاری مهر ۲۳, ۱۴۰۵ ۰ لابلای برگهای پاییزی در شگفتِ مهر نور میآمد ماه رفته بود خورشید ستاره ها را به آسمانِ دور سپرده بود ، آگاهی در راه بود آبا... ادامه مطلب
اشعار «ماه من» ارسال توسط مبینا غفاری آبان ۲, ۱۴۰۵ ۰ ماه من آمده است، ستاره ها برایش پرپر می زنند، ذرات نور بر رویِ گُلش شبنم می شوند، قربانت بروم، بخند، خورشید با طلوعش، با خوشح... ادامه مطلب
اشعار «همچو باران» ارسال توسط مبینا غفاری مهر ۱۲, ۱۴۰۵ ۰ بگوزمان بایستد کجا می رود امروز چه کرده؟ فردا چه خبر است؟ بگو آرام بگیرد پای بر زمین خشک دارد دمی بماند تا قطره ی اشکی از... ادامه مطلب
اشعار «دلی پاک» ارسال توسط مبینا غفاری مهر ۸, ۱۴۰۵ ۰ بگذار انگورها شراب شوند; عاشقی سینه چاک شوند سرخی یک چشم دلی پاک شوند... علی_شریعتی مقدم 1404/07/18 ادامه مطلب
اشعار «حبه ی انگور» ارسال توسط مبینا غفاری مهر ۸, ۱۴۰۵ ۰ واژه ها حبه ی انگور پر از احساس تنهایی با دلی دریایی زیر پایِ زمانه نرم و لهیده شدند در کوزه ای سفالی زنده بگور شرابی نو رسی... ادامه مطلب
اشعار «ماهِ عزیزِ من» ارسال توسط مبینا غفاری مهر ۸, ۱۴۰۵ ۰ در هر دمی و بازدمی با «عشق» به آن ماه را دیدم; خودِ تازه یِ بهترام را رقم می زنم; چه ماهی بهتر از مهر؟ بکوشیم با مهربانی; تا ... ادامه مطلب
اشعار «در ناخوشایندی» ارسال توسط مبینا غفاری مهر ۸, ۱۴۰۵ ۰ در ناخوشایندی در غم در بزنگاه های سرد و ظلمانی؛ با ناراحتی، خشم؛ ناگهانی؛ مشت بر نزدیک ترین دیوار می کوبند ؛ همو که حرمت دا... ادامه مطلب