فداکاری مادر؛ نیرویی پنهان اما اثرگذار
زندگی با فقدان پدر در سنین پایین، شرایط سختی برای هر خانوادهای ایجاد میکند. در چنین موقعیتی، نقش مادر نهفقط نقش یک والد، بلکه نقش یک مدیر، یک تکیهگاه و یک آموزگار زندگی است. مادر علی شریعتیمقدم تمام توان خود را برای حفظ تعادل، حمایت از فرزندان و نگه داشتن خانواده در مسیر درست صرف کرد.
این فداکاریها باعث شد علی از همان سالهای نوجوانی با مفاهیمی چون مسئولیتپذیری، استقلال و تلاش بیوقفه آشنا شود؛ مفاهیمی که بعدها موتور حرکت او در مسیر کارآفرینی و توسعه صنعت زعفران شد.
ارزشهایی مانند: رفتار نیک و درستکاری، حفظ حرمت انسانها، پایبندی به ریشهها و خانواده، الهام از سادگی و اصالت زندگی. این ارزشها بعدها جزئی از هویت کاری شریعتیمقدم شد. او امروز نیز در بسیاری از مصاحبهها و سخنانش بر اصالت، اخلاق حرفهای و صداقت تأکید ویژه دارد—بازتابی از تربیتی که در محیط خانواده و زیر نظر مادر شکل گرفت.
مادر، نخستین سرچشمه عشق و تربیت است؛ نقطهای که شخصیت انسان در آن شکل میگیرد و ریشههای اخلاق، رویاها و امیدهایش از همانجا بهبار مینشیند. در زندگی علی شریعتیمقدم نیز، اگرچه نام یا زندگی عمومی مادر در رسانهها دیده نمیشود، اما تأثیر او در تربیت و شکلگیری شخصیت علی کاملاً روشن و قابل لمس است؛ تأثیری آرام، عمیق و ماندگار.
پدر و مادر
سرچشمه عشق و تربیت
پدر
زخمی است
که به جان رسیده
دردی است
که به استخوان رسیده
آهی است
که به آسمان رسیده
سینه سترگ غمگینم
به حال آتشفشان رسیده
دستی بزن به صورتم
اشکم به جویباران رسیده
آخر این چه روزگاری است
پرودگارا ؟
آهن به گلوی فرزانگان رسیده
گوییم بخشنده و مهربانی خدا
کاسه صبرم به فوران رسیده !
غم بر زیر پایم
بر بالشم بود از دیرباز
حالا چرا تا ته کهکشان رسیده؟
یارب مددی
اسم این راه زندگی است
«شمع» هم با نور کمش
در بدخیمی پیچ و خمش
مادر
من تنها تنهایم، ترا نمی دانم
می گویی بیا، با هم باشیم
تنها نباشیم
ولی می دانم تنها نیستی!
دیگر کسی را می شناسی
برای تنهاییم ، می گوییم ببینیم
دیده یا ندیده می دانم تنها نیست …
هیچ کس مثل هیچ کس نیست
هیچ کس مثلِ من تنها نیست
تنهابی خوبست، دوستش دارم
شوخ و شنگم
گاه از تهِ دل بلند می خندم
بیشتر اوقات، با ته لبخندی، سیر می گریم
اشک من جاری است
به گمانم نه از تنهایی
نه از دلتنگی ، نه گرفتاری!
اشکم جورهایی مادرزادی
احساسی است،، صحبت ِمادر شد
زندگی در نبودش نیز
با بودنش جاری است
عشق با لحظه ها در همراهی است
وسعت این مهر، خلاء تنهائیست …
زمانی
دو یاس
کنار هم
ریشه در دل داشتند
پُر از اُمید
از ساقه هاشان می روییدند
در هم می پیچیدند ؛
بهارتازه
هوای عاشقی داشت
غنچه می دادند
می شکفتند و
بوی عشق می دادند
کوچه خلوت بود و
مِهر در حیرت ….
پدر و مادرم بودند و
من
گنجشککی لای
پیچک شاخه ها ؛
شاهدِ عشق
حیف از آن بهار
و بهار ها که رفت
نفس می کشم که اُمید من
با عشق زنده است…
فداکاری مادر؛ نیرویی پنهان اما اثرگذار
زندگی با فقدان پدر در سنین پایین، شرایط سختی برای هر خانوادهای ایجاد میکند. در چنین موقعیتی، نقش مادر نهفقط نقش یک والد، بلکه نقش یک مدیر، یک تکیهگاه و یک آموزگار زندگی است. مادر علی شریعتیمقدم تمام توان خود را برای حفظ تعادل، حمایت از فرزندان و نگه داشتن خانواده در مسیر درست صرف کرد.
این فداکاریها باعث شد علی از همان سالهای نوجوانی با مفاهیمی چون مسئولیتپذیری، استقلال و تلاش بیوقفه آشنا شود؛ مفاهیمی که بعدها موتور حرکت او در مسیر کارآفرینی و توسعه صنعت زعفران شد.
تربیتی که مرکز آن “انسانیت” بود
یکی از ویژگیهای پررنگ در شخصیت علی شریعتیمقدم، نگاه انسانی او به کار، کسبوکار و جامعه است.
او پیوسته بر این باور تأکید دارد که: توسعه باید بر پایه احترام به مردم باشد ارزش افزوده واقعی نتیجه صداقت و کیفیت است. ریشههای خانوادگی و فرهنگی سرمایههای ماندگار ما هستند. چنین رویکردی تنها زمانی شکل میگیرد که فرد در محیطی آکنده از مهربانی، نظم، صبر و اصالت رشد کرده باشد—محیطی که مادرش ایجاد کرده بود.
مادر؛ الهامبخش استقامت و امید
حضور مادر برای شریعتیمقدم فراتر از یک نقش خانوادگی بود. او در سکوت و سادگیاش، به فرزندش آموخت که: در برابر سختیها از پا ننشیند. آینده را با امید بسازد. برای دستیابی به رؤیاهایش تلاش مستمر داشته باشد.
این روحیه امید و تابآوری در تمام مسیر کارآفرینی شریعتیمقدم نمایان است؛ بهویژه در سالهایی که صنعت زعفران ایران با چالشهای اقتصادی، تجاری و ساختاری روبهرو بوده است.
تأثیری که همچنان جاری است.
تأثیر او هنوز در زندگی و مسیر حرفهای علی دیده میشود. در هر تصمیم، هر برنامه توسعهای و هر نگاه ملی نسبت به زعفران، میتوان ردّی از همان تربیت انسانی و اخلاقی یافت که مادر در فرزندش نهادینه کرده است.
پدر؛ الهامبخش احترام به زمین و مردم
بخش زیادی از هویت کاری شریعتیمقدم، یعنی توجه به کشاورز، اهمیت دادن به کیفیت محصول، و نگاه انسانی به فعالیت اقتصادی، برگرفته از همان تصویری است که او از پدر در ذهن دارد:
شخصیتی با اصالت و پاکی، که رفتار نیکش اثرگذاری عمیقی در تربیت فرزند گذاشت.
درک اهمیت «ریشه»، «خانواده» و «زمین» – مفاهیمی که امروز در سخنان و رویکردهای حرفهای او دیده میشود – احتمالاً از همان سالهای ابتدایی زندگی و حضور کوتاهمدت پدر شکل گرفته است.
یاد پدر، بخشی از هویت برند شریعتیمقدم
اگرچه شریعتیمقدم درباره پدرش کمتر سخن میگوید، اما هر بار که از ارزشها، اصالت، صداقت کاری و پایبندی به اخلاق نام میبرد، میتوان ردّی از آن میراث پدرانه را یافت.
در واقع، شخصیت کاری و مسیر حرفهای او تنها یک داستان کسبوکار نیست؛ بخشی از آن یک داستان انسانی است: ادامه دادن راه نیکی، ارزش و درستکاری کسی که در سالهای نخست زندگیاش همراه و الگوی او بوده است.
حضور غایب اما اثرگذار
گاهی نقش یک انسان نه در تعداد سالهایی که در کنار ماست، بلکه در عمق اثری است که بر شخصیت ما میگذارد.
پدرِ علی شریعتیمقدم نیز از همین جنس بود. حضوری کوتاه اما ماندگار؛
چهرهای که با رفتنش خلأ بزرگی ایجاد کرد، اما با یاد و میراث اخلاقیاش انگیزهای ساخت برای ساختن، سختکوشی و خدمت.
پدری که هنوز راه مینماید
در مسیر زندگی و کسبوکار شریعتیمقدم، نام و یاد پدر نقشی آرام اما قدرتمند دارد.
نه بهعنوان فردی با زندگی عمومی و رسانهای، بلکه بهعنوان منشأ ارزشهایی که امروز در رفتار، نگاه و دستاوردهای علی شریعتیمقدم دیده میشود.