اشعار

اشک فیروزه

«اشکِ فیروزه » مادر معدن فیروزه بود رفتم سنگی یافتم به دل ، به آبِ دیده ام سُفتم‌ نگینی شد رفیقِ شفیقی شد نمی تونم که پنهانش...
ادامه مطلب
اشعار

ما کارآفرینیم

ما کارآفرینیم کاکتوس های این سرزمینیم در جای جایش از داغیِ عاطفه در کویرهایش روئیده ایم سر سبزیم جان سختیم اینجا ریشه داری...
ادامه مطلب