اشعار

«همچو باران»

بگو‌زمان بایستد
کجا می رود
امروز چه کرده؟
فردا چه خبر است؟
بگو آرام بگیرد
پای بر زمین خشک دارد
دمی بماند
تا قطره ی اشکی
از دلِ ابر سیاهی
همچو باران ببارد
زردی برگ ریز پاییز را
عاشقانه تا بهاران بخواهد

علی شریعتی مقدم
۱۲ مهر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *