اشعار «فرزندِ ایران» ارسال توسط مبینا غفاری مهر ۷, ۱۴۰۵ ۰ همه زاده یِ مهریم کاش مهربان باشیم فرزندِ ایران، همچو نیاکان باشیم; زاده ی عشقیم؟ این چُنین نه! عاشقی آن چُنان باشیم... علی... ادامه مطلب
اشعار «خدا کجاست» ارسال توسط مبینا غفاری شهریور ۲۱, ۱۴۰۵ ۰ خدا کجاست بجز در دل ما؟ برگرد و به درون بنگر چه داری ؟ چه می خواهی؟ کدام نور را می جویی ؟ یافتی ؟ علی شریعتی مقدم ۲۱ شهریور... ادامه مطلب
اشعار «آرامشی جاودانه» ارسال توسط مبینا غفاری مرداد ۲۸, ۱۴۰۵ ۰ تو مرا شاعرانه می خواهی؟ گوشِ دلت را بیاور، و بسپار، بگذار حرف دل بر دل بشیند، و عاشقانه بماند آرامشی جاودانه بیاورد تا بر زب... ادامه مطلب
اشعار «چشمه یِ مهر» ارسال توسط مبینا غفاری مهر ۲۲, ۱۴۰۵ ۰ نیتت پاک ؛ خوب نه ، عالی ست!؟ کافی نیست! قطره ی باران از ابری ، در دل یک آبشار باش؛ جرعه یِ شرابی در جامی؛ اشکی ناب بی عذاب؛ ... ادامه مطلب
اشعار «یادِ سهراب» ارسال توسط مبینا غفاری مهر ۲۲, ۱۴۰۵ ۰ یادِ سهراب بودم واژگان را ، می جُستم سادگی ، مهر ، رفاقت دوستی،… آری «دوست» خانه ی دوست کجاست ؟ منزلش اینجا ، دلِ ماست من ا... ادامه مطلب
اشعار «چک نقدی» ارسال توسط مبینا غفاری مهر ۲۲, ۱۴۰۵ ۰ «چک نقدی» هر روز مثل چک نقدی هستیم تاریخ و اعداد و جزئیات را به عددو حروف بنویسم؛ موجودی امروزمان را ، خودمان را کجا ؟ به چه... ادامه مطلب
اشعار فروغِ آفتاب ارسال توسط مبینا غفاری مرداد ۱۵, ۱۴۰۵ ۰ ای فروغِ آفتاب بوسه ی آمدنت کو؟ کجاست؟ در سحرگاهِ تلاطم های دریا ، غوطه ی جان و تنت ، کو ؟ کجاست؟ غرقِ کشتی صدایی دارد این ... ادامه مطلب
اشعار عاشقی؟ ارسال توسط مبینا غفاری مرداد ۱۵, ۱۴۰۵ ۰ عاشقی؟ آری من عشق ، عاشقی را دوست دارم ؛ می پرستم! مهربانی خوب است؟ تا بحدی مرسوم، بیشترش افسون است ! تا که گفت ببخشای به م... ادامه مطلب
اشعار «جویبارِ جاری» ارسال توسط مبینا غفاری تیر ۲۷, ۱۴۰۵ ۰ زندگی قطره ای باران؛ گمشده ی جویباری از سرِ کوهساری، به زلالی ، تا دلِ دشتِ غریبی ؛ سببِ صیقلِ سنگی، گوشه ای سرسبزی، لبخندِ ... ادامه مطلب
اشعار «ماجرای زندگی» ارسال توسط مبینا غفاری تیر ۲۷, ۱۴۰۵ ۰ ماجرای زندگی را می دانی ؟ عشق است و عشق است و عشق ؛ از خاک روییدن ! با مهر شکفتن؛ آسمانِ آرزو را بوسیدن؛ و شجاعتِ جنگیدن با ... ادامه مطلب