اشعار(شمع)

اشک فیروزه

«اشکِ فیروزه » مادر معدن فیروزه بود رفتم سنگی یافتم به دل ، به آبِ دیده ام سُفتم‌ نگینی شد رفیقِ شفیقی شد نمی تونم که پنهانش...
ادامه مطلب