اشعار(شمع) «عشق هم با مهربانی همدم است» ارسال توسط مبینا غفاری تیر ۱۳, ۱۴۰۵ ۰ غم را قربانی شادی همراهی را قربانی تنهایی کنیم؛ گفته اند همدلی از هم زبانی بهتر است، «عشق هم با مهربانی همدم است»؛ و این هم... ادامه مطلب
اشعار(شمع) «زندگی همراهی است» ارسال توسط مبینا غفاری تیر ۱۳, ۱۴۰۵ ۰ «زندگی همراهی است»زندگی جویباری از کوهساری جرعه جرعه آبی ، شرابی قطره قطره بارانی ؛ اشک شوقی؛ زنده ماندن ، گاه جان کندن ؛ تنهایی... ادامه مطلب
اشعار(شمع) «من زعفرانم» ارسال توسط مبینا غفاری تیر ۱۳, ۱۴۰۵ ۰ من زعفرانم، زعفران مهر بانم مهربان دستت را به من بده من از اهالی عاشقِ این آب و خاکم ، از همین خاکم ایرانم ایران … بگو چه... ادامه مطلب
اشعار(شمع) «باغ» ارسال توسط مبینا غفاری خرداد ۲۴, ۱۴۰۵ ۰ باغ آبی نداشت و انگور عطش رسیدن داشت و دست زمانه قصدِ چیدن ... باغبان در عالمی دیگر انگور باغ ما ، اما مست بود و شوق پریدن د... ادامه مطلب
اشعار(شمع) «مادرانه» ارسال توسط مبینا غفاری خرداد ۲۴, ۱۴۰۵ ۰ مرا دوباره صدا کن میان زمزمههایت که پر کشم به هوایت به سوی خانه بیایم به نغمههای زلالت بر آستان خیالت تو مادرانه بخوانم ک... ادامه مطلب
اشعار(شمع) «زیباترینِ من» ارسال توسط مبینا غفاری خرداد ۲۴, ۱۴۰۵ ۰ زیباترینِ من مادر نرفته است اسطوره ی وفا آن روشنای لحظه های ما آن عشق و آن شکوهِ شکیباتر از خدا هرگز نرفته است این نقش مان... ادامه مطلب
اشعار(شمع) «چه خوب» ارسال توسط مبینا غفاری خرداد ۲۴, ۱۴۰۵ ۰ چه خوب که استواری ما بر نیکی باشد گام هامان به راه دل دلمان روشن با آفتابِ زندگی در مقابلِ آن سیاهی کور چشممان آکنده به رونق... ادامه مطلب
اشعار(شمع) «گندم گندمی» ارسال توسط مبینا غفاری خرداد ۲۴, ۱۴۰۵ ۰ گندم گندمی شاید از داسی گذشته؛ در خوشه ای به خرمنی رود به زیرِ سنگِ آسیابی، آب و آتشی آید در تنوری داغ، تکه نانی شود، خشکید... ادامه مطلب
اشعار(شمع) اشک فیروزه ارسال توسط ftm خرداد ۲۶, ۱۴۰۵ ۰ «اشکِ فیروزه » مادر معدن فیروزه بود رفتم سنگی یافتم به دل ، به آبِ دیده ام سُفتم نگینی شد رفیقِ شفیقی شد نمی تونم که پنهانش... ادامه مطلب
اشعار(شمع) ما کارآفرینیم ارسال توسط ftm آبان ۲۸, ۱۴۰۴ ۰ ما کارآفرینیم کاکتوس های این سرزمینیم در جای جایش از داغیِ عاطفه در کویرهایش روئیده ایم سر سبزیم جان سختیم اینجا ریشه داری... ادامه مطلب