اشعار

«انتظاری تازه»

امروز گلدون یاسم

حسابی گل داده

خبر خوب همین ست ،

همینقدر ساده …

دل بی تابم از مهر گذشت

اول آبان است

سردی باد آرام پیچیده در کوچه؛

پنجره باز ،

گوشم در انتظار یک ترانه ،

انتظاری تازه

پَر پرواز یک چلچله گذرش برسد

(به حیاط نه)

به حیاتِ این خانه ،

برگ ریزی است عجیب،

در پاییز؛

دل گرفته ، روزها کوتاه ؛

غروبی دلگیر ؛ بی ستاره !

باز هم کشمکشِ ماه و خورشید،

قرص نانی فرض کنیم هست،

چه کنیم با این باد ؟

می برد جان و دلم را تا به کجا؟

چه بسا ناکجا آباد ؛

بگذریم ،چای می نوشم

رو به این پنجره ی باز ،

با گلدان ها

یاس من حسابی گل داده ،

یاس ها بر چشمم ، در دستم

خبر خوب همین است ؛

همینقدر ساده ؛

علی شریعتی مقدم
۱ آبان ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *