«حاصل عشق»

حاصل عشق چه باشد؟ جز عشق؟ چشمه ی مهر زلالی ، اشکی و لبخندی از ته دل؟ سخنی از جان از همان چشمه به جانان علی_شریعتی مقدم 5 آ...
ادامه مطلب

«جولان»

پاییز با مهر آمده بود مهربانی برگ‌هایش را به رخ می‌کشید ، کشمکش آفتاب ، سایه را سرمه بر چشم می‌کشید جولانِ خزانِ غم بود یا شا...
ادامه مطلب

«انتظاری تازه»

امروز گلدون یاسم حسابی گل داده خبر خوب همین ست ، همینقدر ساده … دل بی تابم از مهر گذشت اول آبان است سردی باد آرام پیچیده در ...
ادامه مطلب

«فراز کوهستان»

نرسیده به کوهساران یک جنگل آغوش در انتظار برگی از باغ ما؛ همراه بادِ گذشته از در و دشت و بیابان بود، برگ اما افتاده بر پای هم...
ادامه مطلب

«در شگفت مهر»

لابلای برگهای پاییزی در شگفتِ مهر نور می‌آمد ماه رفته بود خورشید ستاره ها را به آسمانِ دور سپرده بود ، آگاهی در راه بود آبا...
ادامه مطلب

«ماه من»

ماه من آمده است، ستاره ها برایش پرپر می زنند، ذرات نور بر رویِ گُلش شبنم می شوند، قربانت بروم، بخند، خورشید با طلوعش، با خوشح...
ادامه مطلب

«همچو باران»

بگو‌زمان بایستد کجا می رود امروز چه کرده؟ فردا چه خبر است؟ بگو آرام بگیرد پای بر زمین خشک دارد دمی بماند تا قطره ی اشکی از...
ادامه مطلب