اشعار«دلی پاک» ارسال توسط مبینا غفاری مهر ۸, ۱۴۰۵ در مهر ۸, ۱۴۰۵ ۰ بگذار انگورها شراب شوند; عاشقی سینه چاک شوند سرخی یک چشم دلی پاک شوند…علی_شریعتی مقدم ۱۴۰۴/۰۷/۱۸آدرس کوتاه:کپی لینک
«فراز کوهستان» نرسیده به کوهساران یک جنگل آغوش در انتظار برگی از باغ ما؛ همراه بادِ گذشته از در و دشت و بیابان بود، برگ اما افتاده بر پای هم... ادامه مطلب
«در شگفت مهر» لابلای برگهای پاییزی در شگفتِ مهر نور میآمد ماه رفته بود خورشید ستاره ها را به آسمانِ دور سپرده بود ، آگاهی در راه بود آبا... ادامه مطلب
«ماه من» ماه من آمده است، ستاره ها برایش پرپر می زنند، ذرات نور بر رویِ گُلش شبنم می شوند، قربانت بروم، بخند، خورشید با طلوعش، با خوشح... ادامه مطلب
«همچو باران» بگوزمان بایستد کجا می رود امروز چه کرده؟ فردا چه خبر است؟ بگو آرام بگیرد پای بر زمین خشک دارد دمی بماند تا قطره ی اشکی از... ادامه مطلب
«حبه ی انگور» واژه ها حبه ی انگور پر از احساس تنهایی با دلی دریایی زیر پایِ زمانه نرم و لهیده شدند در کوزه ای سفالی زنده بگور شرابی نو رسی... ادامه مطلب
«ماهِ عزیزِ من» در هر دمی و بازدمی با «عشق» به آن ماه را دیدم; خودِ تازه یِ بهترام را رقم می زنم; چه ماهی بهتر از مهر؟ بکوشیم با مهربانی; تا ... ادامه مطلب
«در ناخوشایندی» در ناخوشایندی در غم در بزنگاه های سرد و ظلمانی؛ با ناراحتی، خشم؛ ناگهانی؛ مشت بر نزدیک ترین دیوار می کوبند ؛ همو که حرمت دا... ادامه مطلب
«فرزندِ ایران» همه زاده یِ مهریم کاش مهربان باشیم فرزندِ ایران، همچو نیاکان باشیم; زاده ی عشقیم؟ این چُنین نه! عاشقی آن چُنان باشیم... علی... ادامه مطلب
«خدا کجاست» خدا کجاست بجز در دل ما؟ برگرد و به درون بنگر چه داری ؟ چه می خواهی؟ کدام نور را می جویی ؟ یافتی ؟ علی شریعتی مقدم ۲۱ شهریور... ادامه مطلب
«آرامشی جاودانه» تو مرا شاعرانه می خواهی؟ گوشِ دلت را بیاور، و بسپار، بگذار حرف دل بر دل بشیند، و عاشقانه بماند آرامشی جاودانه بیاورد تا بر زب... ادامه مطلب
«چشمه یِ مهر» نیتت پاک ؛ خوب نه ، عالی ست!؟ کافی نیست! قطره ی باران از ابری ، در دل یک آبشار باش؛ جرعه یِ شرابی در جامی؛ اشکی ناب بی عذاب؛ ... ادامه مطلب
«یادِ سهراب» یادِ سهراب بودم واژگان را ، می جُستم سادگی ، مهر ، رفاقت دوستی،… آری «دوست» خانه ی دوست کجاست ؟ منزلش اینجا ، دلِ ماست من ا... ادامه مطلب